ماه در محاق

رفته چون مَه به محاقم که نشانم ندهند / هرچه آفاق بجویند کران تا به کران

12

 

 تو دور می شوی و ملالی نیست

من مانده ام که دل بکنم یا جان...!

 

 

ما نه خون رنگین تری داریم

نه چشم و ابروی مشکی تری.

می گذرد،

و سال به سال یادی از هم نمی کنیم 

بعدها

.
.
.

_مثلِ همه ی آنها که به هم گفتند "دوستت دارم"

و سال به سال یادی از هم نکردند 

بعد ها! _ *

 

 

*مهدیه لطیفی

 

+ ماه در محاق ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
comment نظرات ()

← صفحه بعد